X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385
توسط: موسا

ولی این بار بی احساس !

 

شبی بعد از رهایی دلم از دست دریای غم دیروز و قبل از آن

به خود گفتم که هنگام سلامِ عشق اکنون است

و هنگام رهایی از غم و تنهایی هر روز

به خود گفتم  که تا کی درد تنهایی ؟

بیا من را به لطف این شوکِ زیبا که امشب در دلت داری

 

ما کن

 

و این زنجیر حسرت را  ز پای این دل خسته که اندر سینه ات داری

 

وا کن

 

ندانستم که کی چشمانِ زیبایت

کمی بعد از همین احساس تنهایی

تمام وسعت دریایی خود را

درونِ قلب پردردم

 

معنا کرد

 

ولی صد حیف که در آخر

مرا یک رهگذر تنها

کنارساحلِ چشمانِ زیبایت

و بعد از یک شنای سخت و جانفرسا

 

پیدا کرد ...

ولی این بار  بی احساس ... 

 

 

 

 

نظرات (21)
behshad ( booter ) yahoo 7
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 04:34 ق.ظ

salam dost aziz va Gol khobi wblaget ghashang bood va jaleb tonesty be man sar bezan va az barname haye yaho 7 final be khosos Boot DC Buzz Estefadeh kon age be tabadol link moafeghi mano az in mozoh ba khabar kon va be dostanet moarefy kon montazeret hastam khosh hal shodam
behshad
bye
امتیاز: 0 0
گوگانا
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 08:32 ق.ظ
سلام.هیچ وقت بی احسای نباش خیلی خیلی بده!
امتیاز: 0 0
عاشقانه های مریم
یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1385 ساعت 05:49 ب.ظ
سلام زیبا بود مثل باقی نوشته هات
...از اینکه لینکم کردی واز اینکه همشسرمیزنی بسیار شرمندم میکنی (چشمک)
امتیاز: 0 0
سیاورشن
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:38 ق.ظ
سلام موسای عزیز ...درباره اون قضیه چشم ! ...در ضمن هر وقت به روز می شی من سر می زنم ...
امتیاز: 0 0
فرزاد
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:58 ق.ظ
سلام. من اهل شعر و شاعری نیستم ولی از شعرهایی که مینویسی خوشم اومده.
امتیاز: 0 0
فریبا صا دق زاده
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 02:05 ب.ظ
ما افسانه بود چون انسان و ما نبودیم جوزو انسان زیرا هم چشمان وهم دل روح و ما متحم است که تنها باشد . ما متحمیم چون انسانی هستیم با احساس عشق با احساس دل ............ وحال تنها تنهای تنها انسانیم ولی چون انسانها نی ستیم .... زندگی می کنیم ولی نه مثل هم نفس می کشیم ولی نه ان نفس نه ان زندگی ونه ان عشق .........هم باور ها میمرن و....و.....و....
امتیاز: 0 0
مانا
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 03:52 ب.ظ
سلام........چرا بی احساس ؟متنت سرشار از احساس بود
موسا جان مثل همیشه زیبا و با احساس..........ممنون
امتیاز: 0 0
مرتضی
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 07:52 ب.ظ
سلام
زیبا و خوانا و خیلی قشنگ نوشتی باز هم........
برات آرزوی موفقیت می کنم
عالی بود عالی

قلب کوهنوردان بزرگ تر از دیگران است
من آپ کردم با این مطلب منتظرت هستم ممنون
نمی دونم مطالب شما با بقیه یک جورایی فرق می کنه
منتظرتون هستم
امتیاز: 0 0
چوک سورو
دوشنبه 1 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 10:36 ب.ظ
سلام موسا ی عزیز خسته نبی خالو ، فکر خش شعر خش اتارت ، پس فکرت همیشه خش بومونت .

موفق بشی
ناخدا سورو
امتیاز: 0 0
محمد منصوری راد
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 12:24 ق.ظ
سلام دوست گرامی
برای اولین بار نوشته های شما رو خوندم . ساده و پرمعنا می نویسید و فکر می کنم از بچه های جنوب باشید.
به هر حال احساسی زیبا بعد از خوندن متنتون بهم دست داد که شاید باعث بشه باز هم به سراغتون بیام .
سبک نگارشتون رو می پسندم .
امتیاز: 0 0
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:42 ق.ظ
سلام مهربون!

خیلی زیبا بود و غمگین...
یاحق!
امتیاز: 0 0
مرتضی
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 01:04 ب.ظ
سلام دوست عزیز
ممنون از اینکه من رو موردمحبت خودتون قرار دادید
یک دنیا متشکرم
فقط یک چیز
توی انتخاب رنگ مشکل دارم و نمی دونم چه رنگی به مشکی می آید تا نوشته ها رو نشون بده خوب اگر میشه توی این موردهم من رو مورد لطف خودتون قرار بدهید
وقتی که دیگر نبود من من به بودنش نیازمند شدم، وقتی که دیگر رفت. من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن
امیدوارم در این مورد هم من را یاری فرمائید
و نسبت به موارددیگر چشم این کار رو می کنم
من از لحاظ کارم نوشته ام که در مورد کوهنوردی و سنگ نوردی و دیگر مطالب می نویسم
نمی دونم منظور شما از مشخص کردن راه خودم چیه
اگر می شه بیشتر برام توضیح بدهید ممنون می شوم
تا بعد منتظرتون هستم
امتیاز: 0 0
یاسمن
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 04:18 ب.ظ
سلام
بابت تاخیرم معذرت میخوام
باور کن متنت فوق العاده بود
امیدوارم هیچوقت بی احساس نباشی
متنت از زیبائی هیچی کم نداشت
امتیاز: 0 0
یاسمن
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 04:34 ب.ظ
راستی به روزم
امتیاز: 0 0
رهگذر
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 06:27 ب.ظ
عجیب است
انگار هر کسی
شبیه اسم بی اختیار خود زندگی می کند
البته گاهی در جابه جایی بعضی حرف
پیش می آید
یکی برای همیشه باید منتظر باشد
امتیاز: 0 0
ناما جعفری
سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 08:49 ب.ظ
سلام مهربانانه ...شاعران موجوداتی گنده بی خاصیتی هستند که عموماً نیاز به یک جراحی دردناک دارند تا آدم شوند . در واقع فقط سیاسیون به ماهیت مبتذل این آدم های بی ارزش پی برده اند . و فقط حکومت ها هستند که می دانند چگونه باید با آنها رفتار کرد تا پررو نشوند
امتیاز: 0 0
یداله شهرجو
چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 02:38 ب.ظ
موسا جان سلام
نوشته ات را خواندم دستت درد نکند برایت آرزوی موفقیت دارم
امتیاز: 0 0
هومن
چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 08:36 ب.ظ
سلام.
زیبا نوشتن در کنار رساندن پیامی با محتوا دوست داشتنی تر جلوه میکند.
چیزی درست مثل مطلبی که در مورد شهدا نوشتی
امتیاز: 0 0
مهناز خانوم
پنج‌شنبه 4 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 12:51 ب.ظ
شبی بعد از تمامِ رنجشِ قلبم- به روی خاک زانو زد
امید و آرزویم نیز
شبی اشکی وداع تو مرا سر زد
پناه و آبرویم نیز
شبی پر زد
صدای ماهرویم نیز

زیبا بود مثل همیشه

امتیاز: 0 0
آقا معلم
جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:48 ق.ظ
سلام موسی...........
احوالت خوشن؟
شعرت امخوند...........حقیقتش به دلم نشست.
اما معنی شوک زیبا چن؟
همون شوق ؟
یا شوک به معنی جغد؟!!!
یا چیز دیگه؟
باز هم بگم خیلی زیبان
......................
در ضمن ممنون که به وبلاگم سر ات زد
امتیاز: 0 0
مرجان
جمعه 5 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:16 ب.ظ
سلام بر تو و ذهن و دل زیبایت!
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد