X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

ذهن زیبا

خدایا ! نوشتن را به شرطی می خواهم که کلماتم عطر نفسهای تو باشد .

سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 03:24 ب.ظ

به خواستگاریت می آیم !

 

*امروز وقتی تو را در کوچه می بینم و تو چادر زیبای خود را جلو می کشی تا نکند نگاه من دلیلی بر گناه تو باشد چه زود ذهنم به عقب بر می گردد.

 

 به روزهای کودکیمان...

 

 آن گاه که تو با موهای لَختِ خود چه زیبا جلو چشمان من می دویدی و من دلخوش از پیدا کردن یک همباری خوشحالترین کودک دنیا بودم . یکدیگر را که می دیدیم آنقدر گرم بازی می شدیم که دیگر دوست نداشتیم خداحافظی کنیم ...خداحافظی هایمان هم اجباری بود... مادرت اگر از تو می خواست که داداشی را ببوسی تو لبهایت را روی گو نه هایم میهمان می کردی و من بی تفاوت ماشین بازی می کردم. فرقی نمی کرد تنها باشیم یا همه دور و برمان باشند! مهم شیطنتهای هر ر وزه مان بود که باید به کثیف شدن یک لباس شکستن یک شیشه و یا تنبیه مادر می انجامید .  وقتی که با هم خانه گلی می ساختیم اگر دستانمان یکدیگر را لمس می کردند کدامیک به دیگری تلنگر می زدیم که مراقب باشیم این دستها مال هم نیستند ؟!یادت هست  یک روز موهایت را هم شانه کردم ولی تو ناراضی بودی و بهمش ریختی ؟! ... اما افسوس که همه اش مال دیروز بود و امروز ... امروز نگاه تو وقتی نگاهم می کنی صدای تو وقتی در را به رویت باز می کنم و حضور تو وقتی با مادرت برای رعایت احترام همسایگی به خانه مان می آیی همه و همه بوی حیا می دهد و حجب . نمی گویم اگر امروز خود را از من پنهان می کنی کار بدی می کنی گلم ولی نمی خواهم هر روز بیشتر از لحظات پاک کودکیمان دور شویم دوستشان دارم و امروز برای تکرار نشدن دو باره اش کودکانه می گریم .

 

 اما نه! شاید باز هم بشود دستانم در دست تو باشد نگاهت مال من باشد و حضورت همیشگی. آری به خواستگاریت می آیم و می دانم تو با اجازه تمام بزرگترها خواهی گفت ...

 

عزیزُم چکَک خاشَ ستَه بچگی مون         گازیونِ مِه و تو پی بَپ و مُم

 

اگه کار شُنَداده توی کوچَه                      صُب نِماز گازی ماکه تا سرِ شوم

 

 

نظرات (17)
ای کاش ما هم میتونستیم در وصف همبازی های دوران کودکی چنین متن جالب و خوبی بنویسیم.
سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 03:59 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام.خیلی خوب بود.اما یه خورده ناراحت شدم یاد خاطرات گذشتم افتادم..........
سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 08:49 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ یداله شهرجو http://samtedarya.blogsky.com
موسا جان سلام
مبارکه ...الهی به پای هم پیر شین
سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:11 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست من
سپاس ... ولی این زبان حال من نیست دوست من!
منقلبم کردی موسی...
سه‌شنبه 9 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 10:30 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ یاسر ماهرودی
سلام
بسیار زیبا و عمیق نوشتی. راستی که این اسم شایسته ذهن توست : (( ذهن زیبا)) .
سربلند باشی موسا .
چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 01:53 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ سیبه ماندگار http://kookherddyar.blogfa.com
سلام موسی جان از اینکه به من سر زدی ممنونم. من ابتدا نام نوشته ام محرومیت از نوع مرغوب بود اما سه چهار ساعت بر روی شبکه دوام نیاورد و به اصرار دوستان مجبور شدم آن را حک و اصلاح کنم. من به نکاتی اشاره کرده بودم از جمله اینکه شهر من نزدیک به یک سال است که بخش شده است و در تمام ادارات دولتی و مملکتی به نام بخش شناخته می شود اما مسئولی در استانداری به بهانه های واهی و تنها به این دلیل که روستای مجاور معترض است از اعلام آن خوداری می کند. مسلما او در یک شب گرم و شرجی بر پشت بام خانه گلی نخوابیده است و درد من شما را نمی داند.برای این بخش بودجه تعیین خواهد شد. اما در صورت رسمیت نیافتن آن از طرف استانداری معلوم نیست می خواهد صرف چه اموری شود؟
باز از اینکه به من سر زدی ممنونم و از نوشته ای خوبت مخصوصا آخری که وصف الحال خیلی از ماها است متشکرم.
پایدار باشی
چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:39 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
ما به شما لینک دادیم ولی شما چی؟( از شمال به جنوب)
هرمزگان شهر آفتاب تابان است
منتظر شما هستیم
چهارشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 03:43 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مهناز خانوم
و تو دلدارم باش
بارها میگویم
یاد ایام سبکبالی امان می شکند بال و پرم
خاطرات من و تو با سفر از خانه و کاشانه ی من قاب گرفت
' همسفر کودکیم '
یاد من نیست که عهدی بستم
که فراموش کنم نام تو را

زیبا بود

پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 12:40 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
کاش دوران بچگی تکرار میشد . کاش ریا نبود ..... کاش فقط محبت بود....کاش و یه دنیا کاش که همه ی اینها فقط آرزوهای محال ما آدمهاست
مطلبت زیبا بود . مثل همیشه .
پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 05:09 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مرد نقره ای
هر خری ....می فهمه... که این.... همبازی... شما یه ..دختره
پنج‌شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:53 ب.ظ
امتیاز: 0 0
کاش زبان حال همه ما بود!‌

کم پیدائی نازنین دوست!؟
جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 02:31 ق.ظ
امتیاز: 0 0
احسنت بسیار نزدیک به واقعیت شاید هم واقعی واقعی بود . زنده باشی و تا سلام .
جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 06:13 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ فر یبا صا دق زاذه
دلم می خواهد گامی به عقب بگذارم / و ثانیه ای در زما ن گم شود . اما نه ثا نیه نه زمان این رویا را دیگر به من بر نمی گردانند کاش .......... کاش ..........کاش
جمعه 12 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:28 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ انصار الشهدا http://www.laleha.blogfa.com/
سلام
از محبت شما بی نهایت ممنون.
عذر خواهی ما را به خاطر دیرسر زدن ببخشید. پاره ای مسایل از جمله امتحانات بعضی بچه ها و خرابی کامپیوتر و ... باعث شد تا ...
ما به روزیم و چشم انتظار حضور سبز شما.
التماس دعا
یاعلی
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 12:30 ق.ظ
امتیاز: 0 0
خیلی زیبا نوشتی...
خواستگاری!
یک شتر
در خونه همه
شنبه 13 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 02:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0
زیباو دوست داشتنی...مثل کودکی همه ی ما

یه سر بزن
یکشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 05:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0


سلام ذهن زیبا .. ما رو لینک کردی و سر نمی زنی .. توی عشقت موفق باشی

http://poetriman.blogsky.com/



دوشنبه 15 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 08:47 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :