X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385
توسط: موسا

خدا با من شوخی نکن !

 چند ماه پیش از ذهنم آهنگی برخاست که در قالب کلمات موزون روی صفحه ای سفید نوشتمش . با وزنی تکراری که می دانم شبیه به این وزن را در جایی دیگر خوانده اید  . همه اش را در یک زمان کوتاه نوشتم گرچه همانطور که می بینید همه اش خیلی هم زیاد نیست ! احساس آهنگی که برایتان می نویسم برایم هنوز مانده است و من از این بابت خوشحالترین مرد جهانم !... ولی هر چه با ذهنم کلنجار رفتم نتوانستم چیزی به آن اضافه کنم تا بیشتر با چشمانتان بازی کند . چرایش را نمی دانم ...

 

 من احساسم را اینجا برای شما هم می نویسم و امیدوارم احساس من احساس شما هم باشد .

 

 

خدا با من شوخی نکن !

 

خدا با من شوخی نکن، جدی بگو دوسم داری                  بگو اگه باهات باشم، دست توی دستم می زاری

خدا اگه باهات باشم، دنیا برام چه رنگیه                         سیاهه سبزه یا بنفش، یا که همش یه رنگیه

خدا تو قلبم یه گله، جا واسه غیر از تو که نیست              اگه باشه غریبه با، معنی عشق تو که نیست

خدا بدون بدونِ تو، موسا فقط یک کلمه ست                     با تو فقط جون می گیره معنی اون یه عالمه ست

خدا شبا همش دلم، بهونه ی تو رو داره                          شاید می دونه که خدا، ارزش عشقش رو داره

خدا می دونی که موسا، عجیب غریب هواخواته                جواب عشقش رو بده، که بدجوری خاطرخواته

خدا روزا مواظبم، هر کاری گفتی بکنم                            نکنه یه وقت بد بشمو، قرارمونو بشکنم

خدا تو نازی بخدا شاد و قشنگی بخدا                              نه سبز سیاه یا که بنفش، فقط یرنگی بخدا

خدا تو خوبی بخدا خدا تو نوری بخدا                               اگه تو قلبی بتابی، عین وجودی بخدا

خدا می دونم که یه روز مهمونِ آخرت می شم                  اونجا دیگه تحویل بگیر نزار که بی تو گم بشم!

خدا بگو مهدی بیات دلم داره پر می زنه                          واسه قدمهاش چشامم، بدجوری پر پر می زنه

خدا داره تموم می شه شعر من و رنگ قلم                       ولی بدون برای تو، هنوز پر حرفه دلم

 

خدا همه می گن خدا همه شدن غرق دعا

     

                                               دلای ما منتتظره بگو به مهدی تو بیا بگو بیا بگو بیا

                              _______________________________________

مهدی جان :

 

استالَه از برق چشت هر شو اگن وام اگره           *          هر که بکه از چش تو از تو دلت بال اگره

راز چش تو تو چشن  ؟ که هر که عاشقت بشه     *          انگار اگی تو آسمون وا بالخو پرواز اگره

 

 

 

                                        

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات (21)
مریم
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 06:19 ب.ظ
سلام...خیلی قشنگ گفتین...موفق باشین.
امتیاز: 0 0
فرزاد ( بندرجاسک )
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 07:04 ب.ظ
سلام موسی جانو بسیار زیبا و پر معنا نوشته ای. بازم بنویس.
امتیاز: 0 0
گن جیش کک
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 07:08 ب.ظ
علیک سلام و ترانه های خوبی بود
امتیاز: 0 0
عسل
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:01 ب.ظ
سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
خیلی زیبا بود .
موفق باشین.
امتیاز: 0 0
چوک لنگه
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 09:20 ب.ظ
سلام
من از شعر و موسیقی خیلی کم سر در میارم و راستش نمیتوانم روی شعر و معنیش تمرکز کنم.
به هر حال همین طبع شعرت خودش جای تقدیره
امتیاز: 0 0
یاسمن
سه‌شنبه 31 مرداد‌ماه سال 1385 ساعت 10:12 ب.ظ
سلام
لذت بردم


خدایا تو را سپاس می گویم، به خاطر همه آنچه دارم و ندارم .
خدایا به داده هایت ، به نداده هایت و به گرفته هایت شکر
داده هایت رحمت ، نداده هایت حکمت و گرفته هایت امتحان است .
امتیاز: 0 0
آقا معلم
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 12:23 ق.ظ
متشکرم دوست خوش ذوق من
ترانه ی زیبایی سروده ای
هممون منتظریم یکی بیاد نجاتمون بده... ولی می ترسم وقتی اومد خودمون بشیم مخالفش.....و طاقت حرافش رو نداشته باشیم... اومدنش ازمایش بسیار سختی خواهد بود...
در پناه حق
امتیاز: 0 0
آقا معلم
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 12:42 ق.ظ
ضمنا من ان شائءالله فردا به سوی رویدر حرکت می کنم و در باره ی رویدر هم در سایت رویدر مطالب زیادی نوشته ام و در حال تکمیل نمودن آن هستم. لینکش رو هم روی وب کلیک کنی می بینی و یا http://www.ruydar.com/
موفق باشی
امتیاز: 0 0
مرجان
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 12:52 ق.ظ
دست خدا همیشه آماده دستگیری ماست، اما به سبب اختیاری که داریم، این ما هستیم که باید دست او را بگیریم، که اینکار با داشتن خلوص نیت و توجه دائم به او و یاری خواستن از او و دیدن دست او در اتفاقات روزمره و احساس حضور دائم او میسر است.
***********
به امید آنروز . همیشه پیروز و زیبا ذهن.


امتیاز: 0 0
ممد
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 01:55 ق.ظ
ایرانی ها هزار سال است به انتظار نشسته اند از دنیا عقب افتاده اند مالزی و کره حنوبی و امارات و هند ووووووو ظرف بیست سال از اروپا جلو زده اند . نبشینید تا یکی بیاید نجاتتات بدهد بزنید توی سر و سینه خودتان و عزاداری بکنید تا منجی تان بیاید آنهم یک منجی عرب !!! واقعا که ...
کتاب شیعه گری احمد کسروی را بخوانید تا متوجه شوید که چرا کسروی را ترور کردند .
پاینده باشید.
امتیاز: 0 0
دلک
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 06:46 ق.ظ
مهدی و امثال اینها خرافات محض است و بس بریم دنبال مسائل علمی تا ازین عقب افتادگی فعلی بیرون بیائیم البته من قصد توهین ندارم این نظر شخصی منست
پاسخ:
سلام دوست عزیز
قبل از اینکه من بخواهم اینجا جوابی برای شما و دوست بی آدرس دیگرمان ( ممد) بنویسم . دوستی عزیز ( سمانه خانم ) لطف کرده اند و جواب مرا نوشته اند ! فقط در آخر این جمله را هم به نوشته ایشان اضافه می کنم :
کاش هوس حرف ایمان را می فهمید .
امتیاز: 0 0
سمانه ****** شمیم عشق
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 07:30 ق.ظ
دل آدمها به اندازه حرفهایشان بزرگ نیست...
اما اگر حرفهایشان از دل باشد ، میتواند بزرگترین آدمها را بسازد...!


توانایی بر زبان آمدن چنین اشعاری لیاقت می خواهد و "نظر خدا"!
وزن و قافیه بماند که در مقابل آنچه از دل برآید ناچیز است...

و مهدی(عج)...
زیباترین کلام اینست که: (اللهم عجل لولیک الفرج)

اگر اجازه دهید کلامی بر کامنت دو دوست قبلی بگذارم:
" منتظر واقعی آن است که نه فقط به انتظار بنشیند. انتظار و سازندگی... نه انتظار و سکون!... مهدی صحه و مکملیست بر تلاش منتظران. شروع کرده ایم... منتظر شروع نیستیم... ما "اوج" را میطلبیم که مهدی را می خواهیم...
برابری در عدالت را از یاد نبریم... ما قبلا هم یک منجی داشتیم... محمد(ص) هم عرب بود... "

معرفت را هم از ما بیاموزید! گاهی وقت کردید آنطرفها هم بیایید.
راستی نمی شود لینک ما هم اینجا باشد؟...

یا علی
امتیاز: 0 0
فریبا
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 02:36 ب.ظ
اگر چه دنیا حرکت می کند باد باران در زمستان می وزد اگرچه قصه دنیا با بهار سرسبز می شه تابستان ای فصل گرم می شه اگرچه پاییز زره زره اما تمام او ن ها یک بهانن برای پیدا کرده اون ستاره دوازده که نمی دانیم کجاست و چرا نمی اید.
امتیاز: 0 0
Reza (alireza)
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 06:57 ب.ظ
امتیاز: 0 0
Reza (alireza)
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 06:58 ب.ظ
بسم الله الرحمن الرحیم
.
با سلام
چندروز پیش (مصادف با روز پدر) اومدم اینجا اما وقت نداشتم مطلب شما رو بخونم و نظر بدم. اما توی قسمت "روزانه" متوجه‌ی لینکی شدک که به وبلاگ خوابگرد داده بودید. رفتم و اون مطلب رو خوندم، گرچه مدت زیادیه این قانون رو رعایت می‌کنم (و شخص دیگه‌ای بهم یاد داده بود) اما در کل بازهم از اون مطلب توی وبلاگ خوابگرد استفاده کردم. حالا فقط متعجب موندم شما که خودتون اون لینک رو گذاشتید گوشه‌ی وبلاگتون، یعنی اون رو دارید پیشنهاد می‌کنید، چرا خودتون اون سه‌تا قانون رو رعایت نمی‌کنید؟!
و اما درباره مطلب‌تون
من اصلاً بلدنیستم شعر بگم یا اینکه یک مطلب زیبا بنویسم، اما وقتی شعر یا مطلبی رو می‌خونم، بالاخره یا خوشم میاد یا بدم میاد. ی‌جورایی آدم می‌تونه بفهمه که مطلب خوب نوشته شده یا نه! اما ایراد نمی‌تونم بگیرم
شعر شما گرچه مفهوم و محتوای خوبی داره، اما از نظر شعر و... اصلاً برای من دلنشین نبود.
.
الهم عجل لولیک الفرج
بدرود
پاسخ:
سلام دوست من
در خصوص لینکی که بنده از وبلاگ خوابگرد اینجا گذاشتم باید بگویم که متاسفانه سیستم من بدلیل مشکلی که دارد (و هنوز در رفع آن موفق نبوده ام) قادر به رعایت این قانون نیست ! ... از تذکرت ممنون .
در خصوص نظرتان در مورد نوشته من، نظر شما هم برای من یک نظر است و قابل احترام .
سپاس از حضورت .
امتیاز: 0 0
ابراهیم
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 09:13 ب.ظ
کلی ذوق و سلیقه به خرج داده ای! آفرین
امتیاز: 0 0
حرفهای ناتمام
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 09:22 ب.ظ
خدا ، برای نگفتن حرفهای بسیار داشت.
«دکتر علی شریعتی»
سلام
وبلاگ حرفهای ناتمام به روز شد.
چشم انتظار قدمهای سبزتان هستیم.
امتیاز: 0 0
لیسانس بیکار
جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 07:09 ق.ظ
از نوشته هات برداشتی میاد که با این سن کمت خیلی گرفتار مذهبی و تبلیغات اخوندا روت تاثیر گذاشته اگه انرژیتو صرف مثائل مهمتری صرف کنی هم برای خودت وهم برای این ملت فقیر یا به قولی مصتضعف بازدهی بهتر خواهد داشت
پاسخ:
سلام
برداشت شما از نوشته های من به من ثابت کرد که سن اندیشه و تفکر شما بسیار کمتر از مدرکیست که هم اکنون در دست دارید .
و شاید هم دلیل بیکاریتان تا امروز همین باشد دوست من !
امتیاز: 0 0
شهرام
جمعه 3 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 10:43 ق.ظ
سلام دوست عزیز.
جالب بود
امتیاز: 0 0
ماه لی لی
یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 03:07 ب.ظ
درود
وسرانجام
طلوع خواهیم کرد
در غروبی که دروغ
قصه اش را گفته است.
امتیاز: 0 0
فرزانه
دوشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1385 ساعت 05:25 ب.ظ
سلاممم ...خیـــــــــلی قشنگ بود ...سبزباشی و خدایی ...یه جمله هم بگم : اسلام به ذات خود ندارد عیبی ****هر عیب که هست از مسلمانیه ماست .
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد