ذهن زیبا

خدایا ! نوشتن را به شرطی می خواهم که کلماتم عطر نفسهای تو باشد .

شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 12:40 ب.ظ

مرا بتراشید لطفاً !

 

مرا بتراشید لطفا!

منی که ... به هیچ صراطی مستقیم نیستم! ... منی که ... راه را می‌بینم و بیراهه می‌روم ... چنان می‌پندارم ... تمام هستی ... که مرا به کما ل جاودان می خواند ... بدخواه من است .. و ذهن ناقص من ... سبزترین راهها را نشانم می دهد ... مرا بتراشید ... که غافل از خود و خویشتنم ... مرا که ... خود خواهترینم! به خود می‌اندیشم .. و گناه را ... سر لوحه‌ی زندگی خویش سا‌خته‌ام ... منی که ... دستانم با دعا سالهاست غریبه اند و چشمانم تحلیلگر هر نامحرم! ... مرا بتراشید  ... منی که ... از مسلمانی فقط نامش را یدک می کشم و معنایش را فراموش کرده ام ... منی که  ... سست ایمانی بی نمازم! ... منی که  ... غرق در منیت خویشم و غرق در هوای نفس .. مرا بتراشید ... و از من عروسکی چوبی بسازید ... تا شاید ... به یُمن لطافت دستان معصوم کودکی بازیگوش ... اما بهشتی ... آتش داغ جهنم ... کمتر بسوزاندم!

مرا بتراشید لطفاً ...

نظرات (26)
تعهد می‌دی تموم نشی؟!
با تبادل لینک موافقم.
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 12:49 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
هیچ چیز تمام شدنی نیست! حتی هیچ
+ سینا سایبانی http://sina-s.blogsky.com
فقط تو نیستی برادرم پس مطمئن باش بیش از تو باعث و بانی این هاست که می سوزد
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 01:14 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ ابراهیم
... ( باور کن نمی دانم چه بگویم!)
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 02:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام.قبولت دارم. تمام مطالبی که در وبلاگت خوندم برخواسته از ذهن زیبای موسا است.
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 06:32 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
درد دل هممون بود. به یاد این متن مرحوم شریعتی افتادم.
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد. نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت. ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد. گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش. و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. بدین سان بشکند سکوت مرگبارم را!
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 07:01 ب.ظ
امتیاز: 0 0
فقط میتونم بگم :

در این راه امید پیچ در پیچ
فقط لطف خدا باید دگر هیچ
شنبه 28 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 10:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
تراش هم تراشهای قدیم...امروز دیگه تراشی برای تراشیدن وجود نداره...میگن خوباش اونوره...
یکشنبه 29 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 03:28 ق.ظ
امتیاز: 0 0
چی بگم...؟؟من ...
دوشنبه 30 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 11:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام

باید برم بگردم ببینم تو کدوم وبلاگ یه تراش درست و درمون پیدا میکنم (شوخی) ... لازم نیست َ این همه التماس کنی! زمونه همچین تراشمون میکنه که عمرا بفهمیم!

یاحق!
سه‌شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 08:11 ق.ظ
امتیاز: 0 0
تا خودت قلبتو نتراشی و صیقل ندی نمیشه کاری کرد!
یه بار بهم گفتی تو خوابتم! حالا تو بیداری هم گاهی بهم سر بزن!
سه‌شنبه 1 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 02:25 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام دوست خوبم جدیدترین اخبار هرمزگان را از من بخواهید
چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 08:25 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام . در حال حاضر فرصت کافی برای مطالعه نداشتم . ممنونم از حضور شما . حتما در اولین فرصت خدمت خواهم رسید . آرزوش شادکامی برایتان دارم . برقرار باشید
چهارشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:55 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مهاجر
در بی کرانه های زندگی دو چیز افسونم می کند آبی آسمان را که می بینم و می دانم که نیست و خدا را که نمی بینم و می دانم که هست ...
الهی دلی بینا به ما عطا کن ...
پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 09:34 ق.ظ
امتیاز: 0 0
بله...همان سوتک شریعتی را تداعی می کند...
پنج‌شنبه 3 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:34 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ حرفهای ناتمام http://shariatti.blogsky.com
۱۰ سخن از شهید دکتر علی شریعتی ......
حرفهای ناتمام به روز شد.
چشم انتظار حضور شما
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 09:45 ق.ظ
امتیاز: 0 0
احسنت....حرف خوبی است همین
جمعه 4 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 11:49 ق.ظ
امتیاز: 0 0
...
شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 01:26 ق.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
بسیار بسیار زیباست.
موفق و پیروز باشی
شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:29 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام

داشتم فکر میکردم این آقای مثلث از کجا منو پیدا کرده که رسیدم به اینجا!

شاد باشید!

یاحق!
یکشنبه 6 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 08:52 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ یاسمن
یه جورائی به روزم
دوشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:35 ب.ظ
امتیاز: 0 0
مگه ما تراشکاریم؟!
سه‌شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 03:01 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ مرجان
کسی نیست؟!؟!؟ آپدیت چی!؟!؟!
چهارشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 12:57 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ ماه لی لی
درود
گاهی همه ما از خدا جا می مانیم ...
ولی انسانیتت ستودنی است آن هم از نگاه عروسکی که با تو معنا می یابد....
پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 02:41 ب.ظ
امتیاز: 0 0
+ مسافر باران http://shamimeeshgh.blogfa.com
حس عجیبیه... حس اینکه فکر کنی"دانسته اشتباه می کنی"
چند وقت قبل خیلی با خودم زمزمه میکردم...
یه عزیزی بود که نذاشت من دانسته اشتباه کنم... آرزو می کنم کسی پیدا شه و نذاره شما هم...
...
چه زود فراموش میشیم...
پنج‌شنبه 10 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 06:50 ب.ظ
امتیاز: 0 0
سلام
بچه های سلام خدا منتظرنا!
شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1385 ساعت 07:10 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ الهه
فکر نمی کردم رو کلمه ی "ذهن زیبا" کلیک کنم و این همه درگیرش بشم !
سرم داره سوت اکشه (؟!) ...
چشام داره میترکه بس که زل زل واژه هاتونو بلعیدم !
نمیدونم امشب چه به روز خوابم میاد...
خواب خیلیا رو خواهم دید...
خواب اون پسرکی که اشکاشو به جای مادر، عروسکش پاک میکنه ...
خواب کودک همسایه ای که میلرزد ...
خواب یه بچه ی آبنبات به دست و دو دلداده ...
خواب اون بچه ای که شاهد دعوای مامان و باباشه ...
خواب یه دختر با عینک دودی کنار ساحل پارک دولت ...
خواب مرد جوانی که از بهانه جوییهای همسرش عاجز شده...
خواب دخترکی که چهار دست و پا قاب عکسی را برمیدارد ...
خواب پسری که یه کاسه ی پلاستیکی خالی دستشه ...
خواب اون پسر سیاه در حسرت اون دختر سفید...
خواب یک آمبولانس با شیشه‌های مه‌آلود...
خواب اون فرزند شهید ...
خواب اون نوزادی که مثل من زاده ی برج حوت است ...
شاید خالو صالح رو هم در خواب دیدم...

راستی کاش منم تو بچگی همبازیامو از بین پسرا انتخاب میکردم ; )

امیدوارم با این خواب آشفته ، فردا نماز صبحم قضا نشود که هیچ تحمل سرگیجه رو ندارم !
شنبه 11 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 11:17 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :